پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷

گلچین اشعار ویژه ولادت حضرت زهرا (س)
  • پنجشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۶ - ۰۸:۴۰
  •    |   کد خبر : ۱۳۲۰۱۳

گلچین اشعار شاعران آیینی کشور به مناسب ولادت حضرت زهرا (س) را در اینجا بخوانید.

به گزارش تیتر یک; گلچینی از اشعار برجسته شاعران آیینی کشور در رسای حضرت زهرا (س)در اینجا آماده دریافت است.

 بسته شعر ویژه ولادت حضرت زهرا (س)

مهدی رحیمی 

ای بانوی اطهر نمونه
وی دخت پیمبر نمونه
 
ای فاطمه، ای حبیبه حق
مشهور به کوثر نمونه
 
مام حسنین و زینبینی
ای طاهره مادر نمونه
 
غیر از پدرت کسی ندارد
مانند تو دختر نمونه
 
طوبا به مقام تو علی را
هم کفوی و همسر نمونه
 
گنجینه علم و معرفت را
ناید چو تو گوهر نمونه
 
عقد تو در آسمان ملک خواند
ای همسر شوهر نمونه
 
زینب ز تو درس منطق آموخت
تا گشت سخنور نمونه
 
ای در حرم از ملک مقرب
ای بر فلک اختر نمونه
 
رو هر که به درگهت نهاده
بگرفته فر از در نمونه
 
از لطف تو درتمام عالم
ایران شده کشور نمونه
 
بسته شعر ویژه ولادت حضرت زهرا (س) 

قاسم صرافان

دریایی و دل دادی یک روز به دریایی این شد که پدید آمد از عشق تو دنیایی
 هم صاحب آبی تو، هم روح حجابی تو هم نور دل ساقی، هم مادر سقایی
 شیدای شکوه تو تنها دل حیدر نیست عالم همه مجنونند وقتی که تو لیلایی
 از نور تو یا کوثر! ـ. تا کور شود ابترـ دارد دل پیغمبر چه ام ابیهایی!
 مرضیه و راضیه، ریحانه و حانیه منصوره و مستوره، به به! که چه اسمایی
 معصومه‌ای و عصمت از نام تو می‌جوشد هم کوثر و تسنیمی، هم سدره و طوبایی
 باغی شده پر برکت، بهتر شده از جنت حالا که زمین دارد انسیه حورایی
 آن روز چرا محشر نامش نشود؟ آخر آن روز تو می‌آیی‌ای جلوه‌ی زیبایی!
 هم دختر طا‌هایی هم همسر مولایی قدر تو، ولی این نیست، اینست که زهرایی
 گفتند که پنهانی، اما به خدا دیدم هر لحظه که درماندم، آن لحظه همان جایی
 در خواندن تو سوزی است، با ما تو بخوان مادر! "ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
 
بسته شعر ویژه ولادت حضرت زهرا (س)

محمد سهرابی

زهی کوی کسی کز خون بود آب خیابانش  ز. سر‌های عزیزان چیده گلدان گرد میدانش  به خورشید قیامت می‌شود منجر به هر جلوه  تشرف‌های آئینه به صحن شبنمستانش  به زیل نام او جز حاشیه متنی نمی‌جوشد  که دارد منشئاتش شأن فرعیت به عنوانش  چنان وقت کرم از شش جهت بر تاخت می‌آید  که از پیراهن خود نیز رد گردد به طوفانش  کدامین نعره از سجاده حیدر را مدد فرمود:
 که می‌پوشد نعم یا سیدی شمشیر عریانش  زکاتی داشت خونم گیج تحویلش شدم  دیدم که حتی میرود عید سعید فطر، قربانش  دچار رنگ تیغ جلوه اش هم بهت مقبول است  شهید آید به محشر هر جان بازد به بهتانش  زهی بانوی جعفر پاسبان حمزه دربانی  که صد چشمی نگه دار است اورا مرد مردانش  زکوران نیز در ستر تجلی گشته او پنهان  که ممکن بود دیدارش دهد چشمی به کورانش  اگر میلش به اطعام تجلی می‌کشد حیف است  سر ما شاعران را خود نسازد آب گردانش  گناهانم فدای عصمت محضی چنین یا رب  که یوسف می‌شود با دیدن او گرگ کنعانش  چنان معصوم بگذشته است از همسایه اش کز  شوق به کارت می‌برد مریم هنوز از چشم جیرانش  اگر از ناز عزت پشت پلکی می‌کند نازک  همان کیفیت لطف است افتاده به مژگانش  به جمع پنج تن از چهار سو در هشت چشم آید  علی موسی الرضا پیدا شدا از آئینه بندانش  به قم به چادرش افتاده جمعی یارضا گویان  گروهی حضرت معصومه گویان در خراسانش  چنین شأنی که من میبینم از حیث أحد کامل  ندارم شک که در خلوت پرستیدست شیطانش  حدیث کامل لولاک شرح کاملی دارد  چو لولای در جنت بچرخد تحت فرمانش  به شأن خویش دارد إلتجی از فرط آگاهی  اگر دستی بگیرد در خرامیدن به دامانش  عبور از شام ظلمانی است شرط مردن روشن  کلید برق هستی مانده در آنسوی دارانش  جلالت مرحمی از نوع دیگر دارد‌ای غافل  همان شمشیر بیرون می‌زند آخر ز. درمانش  به دربار زنی کز غیر خود رو در حجاب آرد  نظر دارد به الله الصمد نقاش ایوانش  به شهر قم به چشمم از دهانی شادباش امد  کدامین پسته خندیدست به بادام سوهانش  به امکان کسی دلداده ام کز شدت اعجاز  جمل را در ته سوزن کند با بار کوهانش  مگو گستاخ شیون بوده این نو شاعرالکن  به قدر وسع خود کرده است معنی تازه کتمانش
 
 
انتهای پیام/

 

8 + 9 =

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود. نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نظرهای کاربران